|
جعفر صانعی مقدم:
نمایش عمومی فیلم کوتاه، با یک
سئانس آغاز کنید
تمرکز بر فیلم کوتاه مهمتر
است
جعفر صانعی مقدم مشاور معاونت
سینمایی و از مدیران اسبق انجمن
سینمای جوانان ایران که حدود 13
سال سابقه مدیریت در سینمای جوان
را دارد، در گفت و گویی با نشریه
روزانه جشنواره شرکت کرد.
آقای صانعی مقدم قبول دارید که در
گذر زمان فیلم کوتاه بالغ شده
است.
بله، قبول دارم.
نشانه این بلوغ را در چه می
بینید، می دانید که در این سیر 22
سال از فیلمسازی آماتوری رسیدیم
به فیلمسازی مستقل، و الان می
توانیم بحث کنیم که بازاریابی
داشته باشد، و حتی در این یکی دو
سال هم کمتر بحث می کنیم که فیلم
کوتاه می سازیم تا به فیلم بلند
برسیم و همه جدل می کنند که، فیلم
کوتاه سینمای مستقل شده و عده ای
در این چند سال دوباره بازگشتند
به فیلم کوتاه.
بله، قطعاً یک سری را شما اشاره
کردید. ما فیلم کوتاه را از آموزش
شروع کردیم و در مقطعی که آموزش
دیده زیاد داشتیم به بحث تولید
پرداختیم و بعد از حوزه تولید در
بحث نمایش و اکران وارد شدیم و
چیزی که الان مهم است و باید
اتفاق بیفتد، این است که مخاطب
فیلم کوتاه را باید داشته باشیم،
یعنی در روش های توزیع و
بازاریابی مان، چه در داخل و چه
در خارج، برنامه هایی داشته
باشیم، تا چرخه اقتصادی فیلم
کوتاه مستقل از فیلم بلند اتفاق
بیفتد، البته همچنان کسانی هستند
که فکر می کنند باید فیلم کوتاه
بسازند تا سیاه مشقی باشد برای
فیلم بلند و متأسفانه مواردی بوده
که فیلمسازان وارد حوزه فیلم بلند
شده اند، ولی حضور موفقی نداشتند.
و به نظرم از این دست که اشاره
شد، زیاد هستند و در همین جشنواره
الان، حضور مخاطبین قابل ملاحظه،
که امیدوار هستم در بین جمع همه
سازندگان فیلم ها نباشند بلکه،
ببیندگانی هم باشند که برای دیدن
فیلم کوتاه آمده اند و اگر روی
این موضوع بتوانیم سرمایه گذاری
کنیم و طبیعتاً مخاطبین زیادی را
به سمت دیدن فیلم کوتاه چه در
تلویزیون و چه سینما بکشانیم،
موفق تر خواهیم بود.
آیا در فیلم کوتاه پتانسیل مخاطب
وجود دارد که بتوان بیشترش کرد؟
به نظر من حتماً می تواند بیشتر
از آن باشد و واقعیتش این است که
فیلم کوتاه بیشتر از این می تواند
در تلویزیون و مطبوعات بازتاب
داشته باشد و بتواند جسورانه تر
در تلویزیون نمایش داده شود و با
افراد و سازندگان آن مذاکره و
مباحثه شود و میزگردهای این گونه
وجود داشته باشد، تا قدر و قیمت
فیلم کوتاه بدست آید. در بین
جمعیت 60 و 70 میلیونی نمی توان
گفت که به مخاطب حداقل رسیده ایم.
با توجه به اینکه روند مخاطب رو
به رشد بوده است و در جشنواره هم
شاهد هستیم، ولی باز هم با انتخاب
مؤثر فیلم های ایرانی و خارجی در
نمایش های خارج از جشنواره، می
توان شاهد افزایش مخاطب بود.
مدیر جشنواره اوبرهاوزن معتقد است
که فیلمسازان فیلم کوتاه هرچند
سال یک بار تغییر می کنند، آیا ما
هم لازم است که یک چنین طبقه بندی
داشته باشیم که ارتباط با فیلمساز
جدید ایجاد شود؟
من این نکته را نشنیده بودم و
جالب است بگویم که چنین نکته ای
را من هم در این دوره از جشنواره
می بینم، به عنوان کسی که دو مقطع
مدیر عامل سینمای جوان بودم به
مدت 12، 13 سال، ولی امسال که در
جشنواره شرکت کردم، بیشتر کسانی
که فیلم داشتند، نشناختم و این
برداشت، برداشتی درست و علمی است
که باید چند سال یک بار طبقه بندی
صورت بگیرد تا فیلمسازان شناخته
شوند. به نظر من روی موضوع
بازاریابی و توزیع باید متمرکز تر
کار کنیم و اگر در توزیع این
اتفاق بیفتد، قطعاً در شیوه های
تولیدمان هم حرفه ای تر عمل
خواهیم کرد.
به نسبت بازار خارج، ما در داخل
چه میزان ظرفیت توزیع فیلم کوتاه
را داریم، مثلاً مؤسسه رسانه های
تصویری تعدادی فیلم را با توجه به
محدودیت هایش توزیع کرد و
تلویزیون هم با توجه به محدودیتش،
تعدادی را نمایش داده است، اکنون،
ما چه مقدار در داخل کاستی داریم
برای توزیع این گونه فیلم ها؟
از جهاتی حرکت هایی که در ایران
اتفاق می افتد، شاید مؤثرتر از
آنچه است که در دنیا اتفاق می
افتد. کشور ما ظرفیت های ناشناخته
و کشف نشده زیادی دارد، اگر فیلم
ها را یک جوری طبقه بندی کنیم که
مربوط به محیط زیست، اجتماعی و
... باشد، مصرف کنندگان خاص خواهد
داشت و می بینیم که مثلاً در
اوبرهاوزن، یک طرفدار محیط زیست
به فیلمی که با ارزش هایش جور
دربیاید، جایزه می دهد. اینجا هم
باید NGO های طرفدار هر موضوعی را
پیدا کنیم و یا سازمان های مربوطه
و یا سازمان هایی که به نوعی مؤثر
هستند در این قضیه را شناسایی
کنیم و به روش آکادمیک جلو برویم.
یعنی نه فقط در تلویزیون و سینما،
بلکه مثلاً از مساجد و مدرسه ها
هم بتوان استفاده کرد. منظورم این
است که مکان های نمایشی را باید
گسترده فرض کرد، از همین زاویه مد
نظر دارم و فقط یک جایی به نام
انجمن سینمای جوانان نمی تواند
این کار را انجام دهد و خود جوان
ها، گروه به گروه، با توجه به
علاقه شان می توانند روی موضوعاتی
کار کنند و اگر طبقه بندی وجود
داشته باشد، امکان دیدن فیلم ها
وجود دارد. از این طریق ظرفیت
مخاطب بیشتر می شود و طبقه بندی
مناسب تری برای نمایش ایجاد می
کند.
اگر به خاطر بیاورید در سال های
اولیه سینمای جوانان، اگر
فیلمسازی دوربین می خواست، می آمد
سراغ سینمای جوان و تحول تکنولوژی
را تقریباً شما کنترل می کردید،
مثلاً در آغاز 8 م م بعد 16 م . م
و به تدریج نگاتیوهای جهان را می
گرفتید و انتقال می دادید به
ویدیو و بعد به سیستم های الان.
با توجه به اینکه تکنولوژی پیشرفت
می کند و این تکنولوژی باعث شده
فیلم ها ارزان تر شوند، آیا حمایت
های دولتی بهتر نیست که بعد از
تولید یعنی در زمینه توزیع و فروش
فیلم ها باشد؟
این بحث بسیار جالبی است، وقتی ما
بحث آموزش، تولید و اکران را
داریم، این ها در ادامه هم هستند.
یعنی در آغاز باید آموزشی صورت
گیرد، بعد تولیدی انجام شود و در
انتها فروش و اکرانی باشد.
بنابراین می توان در مراکز خیلی
قوی تر مثل تهران، فقط روی اکران
فکر کرد، چون تولیدش بیشتر توسط
مراکز خصوصی اتفاق می افتد، در
بعضی از مراکز که شرایط اکران
نیست، بر روی تولید سرمایه گذاری
کرد و در شهرستان هایی که محروم
تر هستند و یا فکری وجود دارد،
فیلمساز به علت دسترسی نداشتن به
امکانات، نباید محروم بماند. در
آنجا باید روی آموزش سرمایه گذاری
کرد. و ما باید این چرخه را داشته
باشیم. اگر بخواهیم فقط بر روی
تولید یا اکران فکر کنیم، بعد از
مدتی آن مجموعه هایی که در زمینه
فیلم کوتاه کار می کنند، انگیزه
شان از دست می رود و خیلی از آنان
مراجعه می کنند که فیلم بلند
بسازند و باید نسل جدیدتر بیاید.
این نسل جدیدتر خیلی ها از
شهرستان ها آمدند و در آن دوره ها
آموزش هایی را دیدند. بنابراین
اگر مراکز خصوصی در شهرستان ها
برای آموزش وجود ندارد، باید در
آنجا مراکز آموزشی قرار داد. این
امکانات هم می توانند تهدید باشد،
از جهتی که دست کسی بیفتد که ایده
و فکری ندارد و اگر دست کسی بیفتد
که ایده و فکر دارد، این قضیه
واقعاً یک فرصت است. امکاناتی که
الان است، در دوران سوپر 8 نبوده
و امکانات نمایشی کمتر بوده، به
طوری که بعد از چند بار نمایش،
امکان نمایش از بین می رفته. و
امکان کپی و ارسال به جشنواره های
مختلف دنیا وجود نداشته و خود
فیلم ساخته شده، ضعف هایی را
داشته که مخاطب را آزار می داده و
قطعاً این تکنیک های پیشرفته کمک
می کند که فکر پرورده شود، چون در
حوزه فیلم کوتاه، فکر مهم تر از
تکنولوژی جدید است.
مخاطبین را فرمودید، می شود طبقه
بندی کرد و شناخت و در طول سال
جشنواره های بسیار زیادی برگزار
می شود که می شود، آنجا دید. و در
بحث اکران هم سینماتک، موزه، خانه
هنرمندان و چند نقطه خیلی خاص
بیشتر نیست و فراتر از این ها
بسیار شنیده می شود که سالنی باشد
برای نمایش فیلم کوتاه. آیا باید
گفت که اصلاً نمی شود، چنین چیزی
باشد و این ایده آرمانی است و در
هیچ کجای دنیا هم سالنی خاص برای
نمایش نیست. یا واقعاً می شود
فراتر از جشنواره ها، جایی دیگر
برای نمایش تصور کرد؟
وقتی در دوره فعالیتم در دوره
دوم، سینما فلسطین را برای نمایش
فیلم کوتاه قرار دادیم و فقط یک
سانس را برای این کار قرار دادیم،
فکر می کنم کاملاً کافی بود. ما
نباید به زورآزمایی دست بزنیم.
مثلاً اگر در تلویزیون فیلم کوتاه
به نمایش درمی آید، حتماً نباید
در ساعت پربیننده باشد، چون بعضی
ها شاید بروند یک برنامه دیگر را
ببینند و یا در سینماها نباید با
فیلم های بلند رقابت کند. و این
واقعاً یک زورآزمایی بی مورد است،
ما می توانیم با یک سانس شروع
کنیم. ما در یک دوره ساعت 10 صبح
سینما فلسطین و یک دوره هم سانس
عصر سینما سپیده را امتحان کردیم،
و سانس عصر کمتر جواب داد. درواقع
صبح هم هیچ تلاقی با اکران فیلم
های بلند نداشت و جمعیت بسیار
زیادی هم می آمدند و خودگیرایی
فیلم ها باعث می شد، مخاطب زیادی
بیاید. هر گروه خاصی یک تعداد
فیلم بگیرد و نمایش بدهد و این
گروه بندی ها نشان می دهد که کدام
گروه کارش بهتر است. مثلاً اگر
سینمای جوان این کار را بکند،
باید کارهای ضعیف و قوی را کنار
هم بگذارد و گفت و گوهایی را کنار
هم بگذارد و شیوه های خاصی را
داشته باشد. بعضی از جشنواره ها
فقط با این پیش فرض که یک بودجه
ای هست، پس حالا باید خرج شود،
برگزار می شود و آن مسؤولین اصلی
که باید درگیر جشنواره باشند، فقط
در اختتامیه شرکت می کنند. منظور
این نبوده که فقط جایزه ای داده
شود، بلکه منظور دیده شدن فیلم ها
و دیده شدن فیلمساز است و این
گونه، چرخه اقتصادی برای این گونه
فعالیت اتفاق می افتد و خیلی
دنبال آن نباشند که اثر کوتاه را
در قالب یک فیلم بلند در بیاورند
و این ضربه می زند و کاملاً در
اثر این را حس می کنید که فیلم
کوتاه یک سکوی پرتاب شده است. در
حالی که در فیلم کوتاه آن جرقه
فکری است که به موفقیت اثر کمک می
کند.
حرف آخر؟
در مورد توزیع و بازاریابی یک
مبحث جداست و باید اهل فن باید
سخن بگویند و بحث بازاریابی چه در
داخل و چه در خارج باید جدی تر
گرفته شود. یک نکته قابل توجه
درباره سئانس هایی که فیلم کوتاه
در این جشنواره نمایش داده می
شود، باید مد نظر باشد، که بعد از
نمایش هر فیلم چند دقیقه فرصت
بدهید، چراغی روشن شود، کاتالوگ و
بروشوری خوانده شود و اگر
یادداشتی می خواهیم بنویسیم،
بتوانیم بنویسیم. چون فیلم کوتاه
به فکر احتیاج دارد و این نکات
آموزشی است. منظور این نیست که
داستان خوانده نشود، تا داستان لو
نرود. خیلی وقت ها، با مراجعه و
صحبت با فیلمساز، بحث آموزشی مطرح
شود. پیشنهاد بعدی ام این است که
یک مانیتور خارج از سالن قرار
دهند که همزمان با نمایش، فیلم را
نشان دهد. آن گاه جلوی در سالن را
بگیرند که اگر فیلمی پنج دقیقه
است، کسی را نگذارند که وارد شود،
که تمرکز مخاطبین داخل سالن به هم
نخورد. و اگر فیلم را بخواهند
ببیند. در سالن انتظار از مانیتور
بتوانند ببینند. همه چیز در خدمت
متمرکز شدن بر فیلم است. با این
حرکت، برای فیلم کوتاه ارزش قایل
خواهیم بود. ابتدا خودمان باید
برای فیلم کوتاه ارزش قایل شویم،
تا سپس مخاطب به فیلم کوتاه ارزش
دهد.
|