English

   
   اخبار:
 

بازگشت

  25/8/84
 
 

سیدعلیرضا میرعلینقی، پژوهشگر موسیقی؛
استفاده موسیقی در فیلم کوتاه قاعده مشخصی ندارد فیلم کوتاه می تواند حامل اطلاعات برای پژوهشگران باشد

سید علیرضا میرعلینقی، پژوهشگر موسیقی ایرانی سال هاست در این حوزه به چهره ای شاخص بدل گشته و طی چند سال اخیر مقالات و نقدهای متفاوتی در خصوص موسیقی فیلم در نشریات مختلف از او به چاپ رسیده است.
او روز گذشته در سالن سینما فلسطین برای دیدن فیلم حاضر شد و درباره استفاده موسیقی در فیلم کوتاه در گفت و گو با نشریه روزانه گفت: «موسیقی نمی تواند وجه مستقلی در فیلم کوتاه داشته باشد، چراکه فیلم کوتاه به دلیل کوتاه بودنش اقتضا و محدودیت های خاص خود را دارد، این مسئله هم هیچ قاعده مشخص و ریاضی واری ندارد ولی در بسیاری از فیلم های کوتاه شاید نیازی به موسیقی نداشته باشد، بلکه صداهای طبیعی فیلم بار موسیقی آن را می سازد، در شکل هوشمندانه تر و ظریف تر می توانیم القای صداهای طبیعی به صورت دستکاری شده را ببینیم، مثلاً در هنگام راه رفتن یک شخصیت در خیابان، می توان تمام صداهای اطراف را پایین آورد تا صدای قدم های آن شخصیت شنیده شود، در اینجا به نوعی صدای نگاتیو شده را می شنویم.
وی به صحنه ای از فیلم «خسارت» آخرین ساخته لویی مالی اشاره کرد و ادامه داد: وقتی ژولیت بینوش از آپارتمانی که فاجعه آخر در آن رخ داده، پایش را بیرون می گذارد، مخاطب فقط صدای تق تق پاشنه کفش او را می شنود، این خود موسیقی ای است که تمام آن حس گناه و اضطراب و تنهایی شخصیت را به خوبی بروز می دهد، چون موسیقی در ذات خود مفهوم مجردی دارد و اگر مجرد بودن صدا برای فیلمساز مشخص باشد می تواند به درستی از آن به عنوان افکت یا موسیقی استفاده ببرد. علیرضا علینقی که در حال حاضر سردبیر ماهنامه «مقام» را نیز برعهده دارد، معتقد است: فیلم کوتاه هنوز حوزه ناشناخته سینماست، چراکه این نوع فیلم، فیلمی نیست که بتوانید به طور مرتب از تلویزیون تماشا کنید یا سی دی آن را از کلوپ ها و یا فروشگاه های مربوطه تهیه کنید، در اصل فیلم کوتاه محصولی است که در شرایط خاص می توان آن را دید و باید دنبال کننده جدی آن باشید تا بتوانید در صورت بوجود آمدن آن شرایط خاص فیلم کوتاه ببینید، ما متأسفانه هرگونه مجموعه فرهنگی داریم غیر از یک مجموعه فیلم کوتاه که به توان آن را به راحتی بدست آورد. من خودم جایی را نمی شناسم که بروم و یک سی دی حاوی 10 یا 15 فیلم کوتاه را بخرم، چون کالایی نیست که حتی مشتری خاص داشته باشد، در صورتی که فیلم کوتاه مجموعه و قالب مناسبی برای مخاطب سینماست، فیلم کوتاه برای من که اهل موسیقی هستم، همیشه یادآور عصر طلایی موسیقی یعنی رواج صفحه های 45 هدایت، این صفحه ها مجموعه کوچکی از موسیقی بود که هر طرف آن نزدیک 6 – 7 دقیقه موسیقی داشت، معمولاً چهار آهنگ روز و در زمان های کوتاه در دو طرف این صفحه ها جای می گرفت. این مجموعه ها سبک، کوچک، قابل حمل، ارزان و کوتاه مدت بود که به رواج موسیقی بسیار کمک کرد، حال این وجه تسامح را می توان در حوزه فیلم کوتاه داشت، ما با فیلم هایی روبه رو می شویم در حوزه بلند که ریشه اصلی آن ها فیلم کوتاه است و برای اینکه فیلمساز زبان فیلم را بلندتر کند، مجبور است ایده کوتاه خود را به گونه ای پرورش دهد که در نهایت، آن ایده 7 دقیقه ای کوتاه برتر جلوه کند.
وی موجزگویی و خلاصه نویسی در سینما و ادبیات را جز خاصه های این دو هنر در جامعه امروز تعریف کرد و ادامه داد: در حال حاضر تنها دو، سه ناشر کتاب داریم که به تولید کتاب جیبی از نوع هوشمندانه آن مشغول هستند، چراکه مخاطب به راحتی آن را می خواند و به همان نسبت کتاب را به دلیل هزینه کم به دیگری هدیه می دهد، 80 سال پیش در ایستگاه متروپاریس سبدی از کتاب های جیبی دیدم که مردم از آن استفاده می کردند و در ایستگاه های بعدی کتاب را دوباره به داخل سبد برمی گردانند، در حال حاضر دولت به راحتی می تواند فیلم های کوتاه را در همین قالب در اختیار مردم قرار دهد، وقتی سی دی به شکل مجانی یا با رایت کم هزینه در اختیار مردم قرار بگیرد آن سی دی حکم همان کتابهای جیبی را پیدا می کند که در دستان مردم در حال چرخیدن است. این پژوهشگر موسیقی معتقد است فیلم کوتاه حتی می تواند به هنرجویان هنرستان موسیقی هم کمک های شایانی کند، چرا که هنرجو می تواند در حوزه موسیقی که باید مراتب را به شکل پله به پله طی کند و بعد از فارغ التحصیل شدن اولین گام مستقل خود را بردارد، فعالیت هایی به انضمام در فیلم کوتاه داشته باشد، تنها باید این رابطه به وجود آید تا از این حیث هم موسیقی و هم فیلم به تکامل جدی تری در وجه مستقل خود برسند، اینجا جهت فلش باید از سوی سینماگر به سمت موزیسین باشد.
وی سینما را محل تمام هنرها می داند و تصریح می کند: من شاید آدم صاحب نظری در حوزه سینما نباشم ولی همیشه برای من سینمای مستند جالب ترین قسمت سینما بوده و از آن جذاب تر، فیلم کوتاه است، مثال می زنم؛ در بسیاری از نشریات مثل لوموند در گذشته و یا مجله تماشا در قبل از انقلاب مطالب با فونت ریز و در صفحه های زیاد چاپ می شده است ولی در حال حاضر اگر نشریه ای با این نگاه وارد چرخه مطبوعات شود یا از گردونه خارج می شود و یا اینکه مثل کتاب یا رسانه با آن برخورد می شود، جامعه امروزی به مطالب پرمحتوا و در قالب های کوتاه و درخشان نیاز دارد، فیلسوف بزرگ آلمانی «شوماخر» جمله زیبایی دارد که می گوید؛ «کوچک، زیباست!» مخاطب امروز در سینما حوصله دیدن صحنه های کش دار با ریتم کند را ندارد، من اگر سواد سینمایی بالایی داشتم، تاریخ نگاری موسیقی ایرانی را در قالب فیلم کوتاه انجام می دادم و امیدوارم آنهایی که علاقه مند هستند بتوانند در این راه گام بردارند، در مجموع می توانم بگویم که فیلم کوتاه می تواند برای بسیاری از پژوهشگران ما در آینده حامل تمام اطلاعات امروز باشد، اطلاعاتی که در گذشته باید در نوشته ها حمل می شد.

 

 

بازگشت